مژگان نوشت

جذابیت های زندگی بنده :)❤

مژگان نوشت

جذابیت های زندگی بنده :)❤

مژگان نوشت

❤چالِ لبخندِ تو دائم...حالِ خوبت مستمر!

❤❤اینجا بعضی حس و حال هام،عقاید و خاطراتم رو مینویسم. (چیزی مثل یک دفتر خاطرات)

❤❤❤دل را به خدا بسپار :)

طبقه بندی موضوعی
بایگانی

۳ مطلب در دی ۱۴۰۴ ثبت شده است

۱۳دی

احساس می‌کنم امروز واقعا حسابی استراحت کردم که حقیقتا هم نیاز داشتم بهش. دلم نمیخواست صبح پاشم برم کافه خیلی خسته شده بودم ازش. تا نه و نیم خوابیدم و بعد از صبحانه کلی حرف زدیم و بعد کتاب خوندن فیلم دیدم کین)در اسب (آبی خوردم در دو مدل و شب شام رفتیم مرغ دو .تیکه خوردم و ی برش از پیتزای خواهرم ک خوب نبود و کمی سالاد سزار مامان ک عالی بود. اما نکته اینه ک چون فردا تعطیله واقعا با آرامش بیشتری استراحت کردم و همش استرس کار رو نداشتم. هرچند ک فردا باید کمی کار کنم وگرنه یکشنبه کلی شلوغ میشم. اما خبر خوب اینه که پنج روز کاری هستتتتت به جای شش روز :)))) 

فردا دلم می‌خواد خورشت ماست بگیرم واسه شب و باز فیلم ببینم. چون فصل های جدید همه سریالای مورد علاقه ام اومده. 

راستی امشب تو ی سریال چیز قشنگی گفت. گفت انتظاری ک دارین از فردا و هر چیز رو بذارین کنار چون ممکنه اتفاقی ک رخ میده خیلی خیلی بهتر از انتظارتون باشه. البته این به معنای رویا نداشتن نیست.

خلاصه ک شکر خدای را :) 

مژگان ❤😻
۰۶دی

امروز صبح با فاطمه رفتیم شهر) کتاب و سه تا کتاب گرفتم (دفترچه «خاطرات @خدمتکار، تو\مرا|خواهی کشت، امواج//فلورانس

بهد رفتیم کافه قهوه خوردم و کرانچ (شکلا٪تی که بد نبود ولی نمی‌دونم چرا آنقدر این کافه شلوغ میشه. بعد رفتیم قارا )تمش<کی بخرم ک بسته بود و برگشتم اما سه تا آدم مهربون دیدم. یکی دختری ک برام کتابا رو آورد، دختری ک تو کافه میخواست میز کناریم بشینه و یکی دیگه ک یادم نیست. 

خوب بود اما نمی‌دونم چرا حس می‌کنم هیچی حال/ نمیده! واقعا خداروشکر می‌کنم و اینا ولی ی چیزی ی جوریه! نمی‌دونم چی

خدا خودش بهم کمک کنه.

مژگان ❤😻
۰۲دی

امروز هی چشمم می‌خورد به این یادآوری ک نوشته بودم تو گوشیم: ده /سالگی وبلاگم! و کلی کار داشتم و بیرون رفتم ک میگم، اما بالاخره اومدم اینجا! خیلی خوشحالم که اینجا ده ساله شد. خدا رو شکر. درسته گاهی زیاد ننوشتم اما بازم اینجا رو خیلی دوست دارم و حالا که مینویسم حتی بیشتر متوجه میشم.

البته اواخر دی ۹۴ شروع کردم اینجا رو ولی به هرحال ده /سالگی مبارک!

خداروشکر همه چی خوبه

امشب رفتم کتاب بخرم که چهار تا کتاب گفتم نداشتن! شاید بهتر باشه فقط کتابفروشی مورد علاقه خودم برم ک معمولا همه چی رو دارن . بعد همبرگر خریدم به اسم هاوایی: برگر از عامه\پسند که با آناناس بود. واسه تست بد نبود اما کلا فن :همبرگر نیستم. شاید باز بهتر باشه بچسبم ب مورد علاقه های خودم یعنی همون کافه و مرغ سوخاری. 

و ی خرده درمورد باشگاه مردد بودم اما الان ذوق بیشتری دارم شاید چون ست جدیدم تیکه آخرش رسید بالاخره و تکمیل شد و البته چون تاثیر خوبش رو دیدم. فقط یکم باید رژیم بگیرم که میگیرم. اما ورزش رو ادامه خواهم داد و ی راهی پیدا می‌کنم بهتر کار کنه. 

همین فعلا :) شب بخیر‌وبلاگ جون =))

مژگان ❤😻