مژگان نوشت

جذابیت های زندگی بنده :)❤

مژگان نوشت

جذابیت های زندگی بنده :)❤

مژگان نوشت

❤چالِ لبخندِ تو دائم...حالِ خوبت مستمر!

❤❤اینجا بعضی حس و حال هام،عقاید و خاطراتم رو مینویسم. (چیزی مثل یک دفتر خاطرات)

❤❤❤دل را به خدا بسپار :)

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
بایگانی

۷۲۲ مطلب با موضوع «روزانه» ثبت شده است

۲۱اسفند

از صبح امروز توی تختم بودم تا الان. سه تا فیلم دیدم و یکم کتاب خوندم. خوشبختانه دیروزاتاقم رو واسه عید مرتب کردم و خیلی کاری نمونده. تا بعد عید هم قرار نیست دیگه برم دانشگاه. 

کتابای جدیدی که سفارش دادم فکر کنم فردا برسن، چندیین روزه که خیلی منتظرشونم.

همین :)

مژگان ❤😻
۱۵اسفند

*امروز بسته ی خوشگل سیب اسکچ که شامل سیبرد گل گلی،  سه تا پیکسل خوشگل به همراه شیش تا بوکمارک و شیش تا کارت هدیه بود به دستم رسید.کیبوردم با این سیبرد خیلی خوشگلل شده.همینطور که کیفم با پیکسلا. :)


*امروز کلاس الکترونیک تشکیل نشد. دیروز صبح آرزو کردم کاش توی کانال بزنن تشکیل نمیشه و زدن :) 


*میخوام واسه سال جدید شیشه آرزو ها درست کنم :)


*ماسک ذغال گرفتم و تا الان یه بار استفاده کردم.خیلیییی خوب بود و پوستمو عالی کرد :)



مژگان ❤😻
۱۴اسفند

* اتفاقات خوب رو هر روز یا چند روز یکبار مینویسم، این اتفاقات ممکنه خیلی کوچیک باشن.هم موقع نوشتن حس خوبی میدن هم موقع خوندنشون و هم باعث جذب بیشتر اتفاقای خوب میشن :)


*شمال رفتن فقط اونجاش که کم کم بیابون برهوت تبدیل میشه به جاده ی سرسبز :) 


*مامان بزرگِ جان سرما خورده :( ایشاا... زودی خوب شه.


* دوس دارم زندگی رو ❤🙌


پ.ن: از همه چی نوشت :)))


مژگان ❤😻
۱۲اسفند

امشب بیرون بودیم که یه دفعه مامانم هوس جیگر کرد. رفتیم یه جایی که قدیمی بود ولی تمیز. راستش فک. نمیکردم انقدر خوب باشه جیگرش. یعنی عااالی بود. البته من که فقط دل دوست دارم.جیگر نمیخورم خیلی. واقعااا بهم چسبید. 

اولین جمله ای که به محض وارد شدن گفتم این بود که چقد اینجا خزه :/ البته بعدش متاسف شدم واسه خودم و یه بار دیگه فهمیدم که از روی ظواهر قضاوت نکنم.هیچوقت، هیچی رو.

اینم نتیجه ی فلسفی از جیگر خوردن :دی

مژگان ❤😻
۱۲اسفند

روی تختم دراز کشیدم و هر از گاهی جای کتاب رو با موبایل عوض میکنم و برعکس.

فقط جای یه نوشیدنی چیزی مثل موهیتو حسابی خالیه...! 

مژگان ❤😻
۰۷اسفند

امروز در حال رفتن به دانشگاه بودیم که یه دفعه منصرف شدیم . رفتیم واسه خرید عید :]

تنها نتیجه اش که البته خوبم بود این بود که فهمیدم در خیابون های مورد نظرم چیزای مورد پسندم وجود ندارن . فقط یه دستبند صورتی و لاک و رژ گرفتم. که دستبندمو خیییلی دوست دارم.

خلاصه که شاید فردا برم جای دیگه واسه خرید :)

پیداس چقد ذوق خرید عیدو دارما :)

از بچگی همینجورم و فک کنم همیشه هم همینجور باشم :))))


+این اولین باریه که با کامپیوتر اینجا مینویسم. وبلاگ نویسی با کامپیوتر واقعا بیشتر حال میده.

مژگان ❤😻
۰۴اسفند

این روزا همش دانشگاهیم و به لطف انتخاب گروه دوم الکترونیک سه روز پشت سر هم تا پنج کلاس داریم و این خیلی سخته.

خیلی خسته میشم و بدن درد و...  ولی همراهی با دوستان واقعا لذت بخشه. 

چقدر توی خیابونا حال و هوای عید زیاده این روزا. به خصوص یک قسمت از مسیری که رد میشم کلی ماهی واسه عید آوردن. دیدن بچه هایی که کلی به ماهی ها زل میزنن خیلی لذت بخشه.

یکم اسفند رفتم مانتوی عیدم رو از یکی از مانتو فروشی های مورد علاقم گرفتم :) هنوززز هم خریدن لباسای عید واسم خیلی خیلی لذت بخشه. امیدوارم همیشه همینجور باشه چون واقعا دم عیدی یه حس خوبی دارم واسه همه چیز که یکیشون نو شدن و تمیز شدن و اینجور چیزاست.

ماه اسفند همیشه یه حال خوشی با خودش داره. حال خوبی دارم.و واسه همه هم حال خوبی آرزومندم :)

مژگان ❤😻
۲۸بهمن

*با برنامه ریزی و نوشتن لیست کارهایی که باید انجام بدم در طول روز واقعا به همهی کارام میرسم و کلی هم وقت اضافه میارم.

*امروز زبان ماشین،پایگاه داده و شبکه خوندم.[بالاخره تبدیل مبناهارو یاد گرفتم :) ]حس خوبی دارم که این ترم دارم درس میخونم برخلاف ترم گذشته.ایشاا... ادامه دار باشه.

*قبلا اتاقم رو چند وقت یک بار وقتی حسابی کثیف میشد تمیز میکردم، به تازگی هفته ای یکبار یا دو هفته یکبار تمیزش میکنم که این باعث شده اتاقم خیلی بهتر باشه و تمیزیش پایدار باشه. 

*یک درایو خالی در کامپیوتر رو اختصاص دادم به فیلم و کتاب [پی دی اف]. اسمش باید باشه درایو علاقمندی ها :]

*استاد زبان ماشین یک خانم خیلی خوب بود و خوش اخلاق و خیلیم خوب درس میداد. خوشم اومده ازش :]

*بالای میز کامپیوتر یه برگه چسبوندم و روش نوشتم: "این نکته رمز اگر بدانی،  دانی / هر چیز که در جستن آنی،  آنی"  :]

*واسه ولنتاین از مامانم یه خرس کوچولو و یه کش سر صورتی کادو گرفتم :] که بسیار خوشگلن.

مژگان ❤😻
۲۵بهمن

فیلم Leon the professional رو چند روز پیش دیدمش. خیلی خوب بود.

این روزا کلی فیلم میبینم و کتاب میخونم. این واقعا به نوع خوب وقت گذرونیه به نظر من.

یه برنامه ریزی هم کردم واسه درس خوندن و کارای شخصیم. 

ورزشم در روز که زمان کمی انجام میدادم رو یکم زیاد ترش کردم. و کلی بیشتر از زمانای روزم استفاده مفید میکنم.

خلاصه که بازم میگم خداروشکر حالم خوبه :) امیدوارم هممون حالمون خوب باشه :)

مژگان ❤😻
۲۰بهمن

امروز چه روز خوبی بود :))))))

به جای پنج کلاسم یازده تموم شد.الانم که زهرا بی مقدمه بهم گفت مژگان دوست دارم :)))))

زهرا یکی از دوستامه و خیلی خیییلی دختر خوبیه :) نمیدونم چرا انقد چسبیدددد :))))))))

خدایا شکرت :))))) خدایا لطفا هممون حالمون خوب باشه همیشه :)

مژگان ❤😻
۱۹بهمن

امروز کلاس مباحث داشتیم. استاد مدیرگروهمونه.خیلی خوب توضیح میداد خداییش.

بعدش که اومدم خونه دیدم بسته ی سفارشم از رنگی رنگی اومدهههه :) خیلی خوشحال شدممممم.البته یکی از اقلام توی بسته اشتباهی بود. حالا نمیدونم چی میشه دیگه بهشون گفتم.

خیلییییی بدنم درد میکنه انگار توی دانشگاه کوه کندم :) کلی هم کار دارم. برم دیگه  :)

مژگان ❤😻
۱۴بهمن

انقدر سرم شلوغه که از دیشب وقت نکردم پفک عزیزمو بخورم :) البته این یک سرشلوغیِ خوبه. 

مشغول خوندن کتاب مردان مریخی،  زنان ونوسی هستم.که به شدت عالیه و خیلی به همه توصیه کردمش. قبلا بارها اسمش رو شنیده بودم ولی هیچوقت ترغیب به خوندنش نشده بودم که با دیدن یه پست توی اینستاگرام که درمورد این کتاب نوشته بود و گفته بود هر جمله ش کلی اموزنده هست تصمیم گرفتم بخونمش. هر فصلی رو میخونم حتما خلاصه ش رو مینویسم و بعد وارد به دفترچه که قبلا خریده بودم و کاربردی واسش پیدا نکرده بودم میکنم. با خودم قرار گذاشتم هرچی نکته از جایی یا کسی یادگرفتم هم داخلش بنویسم.قبلا یه تعداد مطلب از تلگرام ذخیره کرده بودم که میخوام اونارو هم وارد دفترچه کنم.دفترچه ای با گلای کوچولوی قرمز که حالا اسمش دفترچه ی خوشبختی ه :)

در ضمن میخوام یه تابلو درست کنم که توش کاغذایی با پس زمینه های خوشگل و جمله های انرژی مثبت و چند تا عکسای خودمو بزنم و بزنمش به دیوار اتاق :)

احساس انرژی زیادی دارم.حالمم خوبه به شدت. یه نوشته هم چسبوندم به آیینه با این مضمون " روزانه گوش کردن به یک اهنگ مثبت" :)

مژگان ❤😻
۱۰بهمن

امروز برای دومین روز متوالی فیلمی رو گرفتم که قبلا دیده بودم. 

ساکن طبقه وسط و کوچه بینام.

که این از ننوشتن اسم فیلمهایی که میبینم ناشی میشه. 

مژگان ❤😻
۰۷بهمن

راستش با نزدیک شدن به شروع ترم سه حسم  مثل یه بچه ایه که قراره بره سوم دبستان و الانم بیستم اینای شهریوره :دی

یکم استرس دارم. بیشتر دلیلش اینه که آمار رو افتادم. حالا البته دانشجویی که درس نیفته که دانشجو نیست :دییی

این روزایی که بیکارم یا فیلم میبینم یا مجله ی ایده الِ عزیزم رو میخونم  یا بیرونم  و اینا. خوشبختانه بیشتر فیلمایی که میخواستم ببینم و وقت نمیشد رو دیدم.مثل فروشنده و دختر و... بازم قراره ببینم.

فقط مونده برم دکتر ارتدونسیم که دندونامو چک کنه که به زودی میرم.امشب احتمالا بریم خونه ی عمه و فردا هم بریم مجتمع پارک شاید. امروزم رفتم بیرون تنهایی و  کت چرمی که دلم میخواست رو خریدم. از الان هیجان زده ام واسه خرید عید :)))) همیشه همینجورم من.دوست دارم این کودک درونمو =)))) امروز حال خوبی دارم کلا:) ادامه دار باشه ایشاا...

مژگان ❤😻
۰۳بهمن

امروز واسم خیلی روز خوبی بود :) با دوستم فاطی رفتیم بیرون و بعدشم یه کافی شاپ جدید که مدتیه میخوام برم رو رفتیم که خیلی ازش خوشم اومد، باشد که هی بریم اونجا :)


مژگان ❤😻
۲۶دی

امروز کلی کار انجام دادم :) 

مهم تریناش خرید رفتن بود که خیلی وقته میخواستم برم، البته خریدام تکمیل نشده هنوز.دومیشم مرتب کردن اتاقم بود که خیلییییی نامرتب و کثیف شده بود و توی امتحانا و درس و... نشد مرتبش کنم. الان برق میزنه :)

همیـــن :))

مژگان ❤😻
۱۰دی

خونه مامان بزرگم. داره واسمون فسنجون و سیب زمینی سرخ کرده درست میکنه :)

به به به به :)))))))

واسه امتحان ریاضی فردا هم تقریبا آماده ام. این به این معنی نیست که میخوام بازم درس بخونما :) دیگه بسه هر چی خوندم.خدا هم خودش کمک میکنه بهمون :) فک کنم نمره م نسبتا خوب بشه. 

مژگان ❤😻
۲۷آذر

اول از همه لازمه اشاره کنم با کمک قرص های تجویزی مامان و دمنوش های دم کرده ی مامان سرما خوردگی رو در نطفه خفه کردم :)))) 

یعنی قبل از این که به سرفه و...  بیفتم ، درحالی که فقط گلو درد داشتم، همه چیز حل و فصل شد و اکنون یه آدم کاملاً سالم میباشم :)

چهارشنبه به خاطر سرماخوردگی دانشگاه  نرفتم [ درحالی که قرار بود فقط تا دوازده کلاس داشته باشیم ] و کلاس ساعت نه تموم شده بود. 

و شش روز پشت سرهم تعطیلم کلا :)))) البته فردا و پس فردا رو اختصاص خواهم داد به خوندن امتحان ساختمان داده.ولی خب این حس تو تخت بودنِ صبح خیلی خوبه.[لازم به ذکر است که زیاد هم نمیخوابم صبحا ] 

همینا دیگه :) یه فیلم فضایی هم دیدم که بد نبود و چیزای باحالی داشت. دلم به شدت مجله ایده آل میخواد که مدتهااااست نخوندم. و دلم چند تا کتابم میخواد.  :) 

در ضمن شب یلدا مثل سالهای پیش خونه مادربزرگ خواهیم بود.  همین :)

مژگان ❤😻
۲۳آذر

وقتی به خاطر خواب آلودگی و بی حالی ناشی از سرما خوردگی [هنوز کامل سرما نخوردم البته] سه تا کلاس آخر رو میپیچونم میام خونه میخوابم :) 

البته همچنان سرما خوردگی خر است.خرِ خرِ خر :|

عنوان نوشت: چون که هوا به نظرم سرد نبود اصلا در چند روز گذشته و خب لباسم توی خونه آستین کوتاه بود و... دلیلی نداره واقعا :]

مژگان ❤😻
۲۲آذر

و وسط این روزای پر از درس و امتحان و..  دلم حالش خوشه :))))) خدایا شکرت که حالمو خوش میداری :)))) خدایا لطفا حال همه رو خوش بدار :))))))


+دیشب همراه فاطمه،کلیییی توی خیابونا چرخیدیم و با هم دیگه کلی خندیدیم و خوش گذشت، اصرار من برای رفتن به کافی شاپ البته بی نتیجه بود و فقط دور زدیم :] 

+پروژه ی نوت پدم نصفه مونده و من منتظرم یکی بنویسه کداشو واسم بفرسته :] این درجه از تنبلی در زمینه درس واقعا بی سابقه بوده در من :]

+خدایا شکرت برای همه چی :] 

مژگان ❤😻