مژگان نوشت

جذابیت های زندگی بنده :)❤

مژگان نوشت

جذابیت های زندگی بنده :)❤

مژگان نوشت

❤چالِ لبخندِ تو دائم...حالِ خوبت مستمر!

❤❤اینجا بعضی حس و حال هام،عقاید و خاطراتم رو مینویسم. (چیزی مثل یک دفتر خاطرات)

❤❤❤دل را به خدا بسپار :)

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
بایگانی

۶ مطلب در آذر ۱۴۰۴ ثبت شده است

۲۹آذر

امروز یه روز فوق العاده بود! 

برای شروع، صبح پاشدم از پنجره ک کمی پرده اش رو از شب قبل کنار زده بودم، نگاه کردم تا مطمئن بشم برف اومده یا نه و بله اومده بود! و هنوزم داشت برف میبارید :) دیگه با خوشحالی به خوابم ادامه دادم و بعد صبحانه سر #شی&ر خوشمزه داشتیم و رفتیم باغ عکس برفی گرفتیم و فیلم کلی گرفتیم، کمی هم پیاده تو راه باغ رفتیم تا اینکه بابا با انواع صداهای مختلف صدامون کرد تا برگردیم =) بعد رفتیم یکم تو خیابونا و برگشتیم ناهار ابگوشت خوشمزه داشتیم (برای بقیه دیزی) و بعد کمی همه استراحت کردن و من کتاب خوندم و بعد رفتیم سینما واسه عصر و ‌پفک جدید امتحان کردم؛ مارک مز*مز و بعد رفتیم کار&اکو از این قهوه جدید ها با کروسان کریسمسی بخرم ک اون شعبه نداشت رفتم بعدی گرفتم یعنی یه کروسانی بود بی نهایت تازه و کرم خوشمزه داشت. عااااالی. همچنان برف ریز میبارید و بعد قطع شد اما الانم هست و اصلااااا هم به نظرم سر*ما ر&یزه  نیست و کاملا برفه !

خلاصه که خداروشکر برای همه چی. 

مژگان ❤😻
۲۸آذر

دیشب مثل اینکه برف اومده و من ندیدم اما صبح دیدم رو ماشینم برف جمع شده و البته یکی دو روز پیش هم یکم برف دیدم. به امید خدا فردا هم قراره برف بیاد و امیدوارم برم قشنگ نگاه کنم و حتی بازی کنم. امشب رفتم اون نون خامه ای ها ک شبیه ساندویچه رو خوردم که داخل یه پوشش کاغذیه و طعمش عالی بود و احساس کردم میزون)) میزووونم =))))

دیگه اینکه کمی فیلم دیدم و میخوام کتاب بخونم. این چند روزه بارون اومد کلی مخصوصا دیروز ک کامل بارون میومد. به لطف خدا. واقعا خداروشکر. 

‌ضمنا فردا برنامه های خوبی دارم ک میام مینویسم بعدش. اوضاع کار هم عالیه و برنامه های جدید دارم واسه خرید و همه چی. 

دارم رو خودم بیشتر کار می‌کنم و پادکست )نقطه رو بیشتر گوش میدم و اینا که واسم خوبه. 

مژگان ❤😻
۲۴آذر

داشتم کتاب حسر/ت های کل/ور رو میخوندم که یهو به ذهنم رسید بیام ی چیزی اینج بنویسم و بعد از مدتها دارم با لپ تاپ میام اینجا. 

یه کار جدید میخوام انجام بدم ک با هو/ش مص/نوعی بیام محتوا رو چک کنم اما مطئن نیستم ازش

- امروز سر فیلمبرداری بودیم و دو تا مونده تا فصل دو تموم بشه. هیجان زده ام که بعدش چی میشه/ پس زمینه فیلمها طلایییییی ترینه

- جمعه رتفیم کافه با ستاره از این شیر و مینی کروسان ه خوردم اما زیاد خوشمزه نبود و بعد پیاده رفتیم شهر کتاب جدید ب/هار ک نمیدونم جدیده یا نه اما قبلا نرفتم. بد نبود فقط

- بعد مجوبر شدم قهوه بگیرم از این کاروان جدیده کا/فه ه/مرا/ه و بد نبود اونم. دیگه ۱۰۰ ع/ربیکا نمیگیرم. چون خوابم داشت میگرفت خریدم ک رانندگی کنم.

- دیشب دو بار تقریبا کابوس دیدم و با استرس یک بار بیدار شدم. میدونم از این ش اب میخوره و واقعا با اینکه چیزی نیست اذیتم میکنه امیدوارم خدا به راحت ترین شکل حلش کنه چون واقعا برام زیادیه

- امیدوارم کلی کتاب دیگه بخرم این یکی از موضوعاتیه که زیاد بهش فک میکنم و کل قضیه خرید :)

- راستی ۵ شنبه بارون اومد روز /ما/در بود و رفتیم لازانیا و مرغ خوردیم عالی بود

- عدد ین سری پست شده ۱۲۱۲ :)

خداروشکر بابت همه چی

مژگان ❤😻
۱۲آذر

امشب رفتیم کافه با دوستان و خیلی خوب بود. کلی گفتیم و خندیدیم. نی(لو هم بود ک قبلا ازش عصبانی بودم اما الان فهمیدم دلم براش تنگ شده بود و خوشحال شدم دیدمش. 

اول رفتیم ی کافه جدید ک گفت چای و کیک داریم فقط و ما چیزای دیگ میخواستیم اما بعد ک رفتیم کافه دیگه باز چای و کیک خوردیم =)))) 

اون دو سه تا مشکل تو ذهنم یعنی  ز ش و تعویض پلاک رو میسپرم دست خدا. خدایا واقعا به هر خیری بهم برسونی نیاز دارم و میدونم صدای منو میشنوی.

راستی امروز نم بارون زد که بسیار زیبا بود و خدا رو صد هزار مرتبه شکر.

مژگان ❤😻
۱۱آذر

سر اون قضیه ش خیلی گرفتار شدم. واقعا فکرم درگیرش هست. امشب ب خودم گفتم دیگه امشب ک مشخص نیست چی‌میشه پس تو لحظه باش و شاد باش و بودم اما بازم یکم تو فکرم بود. سپردم دست خدا واقعا. حقم نبود این همه اذیت سر ی چیز کوچیک و البته که درس خیلی مهمی بهم داد. دلم می‌خواد آدمی باشم ک تو بچگی دوس داشتم باشم یعنی مهربون بدون داد و بیداد و مودب.

ضمنا ی مشتری دیگه هم مبلغ قابل توجهی بهم بدهکاره ک البته به امید خدا تسویه میکنه و نگفته نمیده اما دلم می‌خواد زودتر بزنه ک خیالم راحت بشه. 

خدا فقط باید کمکم کنه!

امشب رفتیم اجرای )حام(د آ/هنگ»گی. بد نبود خوش گذشت مخصوصا با حضور اون بازیگر. و بعد ی کتاب خریدم که یکی از بهترین بخشای این روزامه ! کتاب خریدن منظورمه. و لگ قهوه ای ک سفارش داده بودم رو تحویل گرفتم و اهان اسنک )بادوم زمینی مورد علاقه ام رو خریدم چند تا. شام هم ساندویچ فلافل خوردیم ک خوشمزه تر از همیشه بود. 

دیگه چیییی؟ خوبه همه چی خداروشکر واقعا ممنونم بابت سلامتیم خانواده ام نم نم خیلی ریز بارون تموم تجربه های خوبی ک تو زندگیم داشتم و شغلم و خودم و همه این چیزا. اما این قضیه ش چیزیه ک تحملش رو ندارم از میزان تحمل من بالاتره. واقعا امیدوارم حل بشه واقعا به هر ذره دعایی نیاز دارم و فقط رو خدا حساب کردم و دعاها

یعنی اگه حل بشه بار بزرگی از رو دوشم برداشته میشه. 

فردا هم قرار داریم بریم کافه با یکی از فامیلا ک خوبن اما دلم میخواست پس فردا بریم مثلا ک فردا استراحت کنم کلی. واقعا روزام شلوغه و خسته میشم. جمعه هم شاید باید برم بیرون چون مهمون داریم و حوصله ندارم بمونم وگرنه میخوابیدم کلی. بعد احتمالا برم صبحانه ی چیز جدید بخورم. 

خدایا به امید خودت 

مژگان ❤😻
۰۱آذر

امروز رفتیم سینما فیلم ؟کج پی_له رو دیدیم که به نظرم افتضاح بود اما چون خرید کرده بودم روز خوبی داشتم و خیلی اذیت نشدم سر افتضاح بودن فیلم 😁 البته پیام کلیش رو واقعا دوست داشتم که مهم نیست زن یا )مرد باشی مهم اینه ک ادم خوبی باشه اما همینو قشنگ پخش میکردن تو تلویزیون به جای این فیلم خیلی بهتر بود. 

خلاصه که از اص(فهان <ما-ل یه بافت کرم گرفتم ک روش توت فرنگی های برجسته داشت و خیلییییی دوسش دارم و مدتی بود میخواستم بخرم. همچنین ی جفت جوراب ک روش خرگوش و آلبالو داره و خیلی بامزه اس هر دوش. قبلش هم از ش~هر کتاب یه کتاب خریدم ک مدتی بود اونو میخواستم و الان تخفیف داشت البته روز آخر تخفیف بود. دیگه چیییی؟ اهان ناهار کباب خوردم ک اونم مدتی بود هوس کرده بودم اما راستش خیلی طعمش رو دوست نداشتم. الان ک دارم مینویسم انگار روز خیلی خوبی بودا! هرچی مدتی بود لازم داشتم و میخواستم رو خریدم و البته که رفتیم دو سوپرمارکت ک میخواستم اونم مدت ها  بود میخواستم برم ولی به اون خوبی ک فک میکردم نبود و چیپس کوچیک پرینگ@لز گرفتم بعد مدتها ک مثل قبل اصلا دوس نداشتم و ی چیز مثل کرم شکلات کیت (کت ک اونم دوس نداشتم و باز به این نتیجه رسیدم ک فقط خوراکی های مورد علاقه همیشیگیم رو بخرم و چیزای جدید کمتر امتحان کنم. لیستشون هم نوشتم اینجا هم میذارم :))))

 

خوراکی های سوپرمارکتی مورد علاقه من

بیسکویت روسی

شکلات سه تایی گرد خارجی

کیندر )اسب آبی

کیت )کت بیسکویتی (امتحان کنم دوباره)

 

 

اون بیسکویت قرمز ایرانی چند لایه

مزه :چیپس

اسنک بادام( زمینی چاکلز

چیپس؛ لینا

کیک@ شیرین؛ عسل دو قلو و پوسته سفید

 

امروز کنار خانواده خیلی خوب بود خداروشکر البته بابا باغ کار داشت اما شب دیدمش خونه و حرف زدیم و بافت توت فرنگی رو هم خیلی دوس داشت.

راستی حس می‌کنم دیگه نباید جمعه صبح ها برم بیرون و باید بخوابم و به جاش روزای دیگ عصر و شب برم. جمعه ها هم عصر برم خیلی بهتره.

درمورد حال روحیم باید بگم ک امروز ناراحت بودم اولش اما بیرون رفتم بهتر شدم. امیدوارم بهتر و بهتر بشم تا روزی ک واقعا حال خوبی داشته باشم. 

خدایا از خودت کمک میخوام و به خودت میسپارم و ایمان دارم ک بهترین رو واسم انجام میدی. بهترین بهترینا ک خودم بگم از چیزی ک میخواستمم بهتر شد. خدایا شکرت و به هممون کمک کن لطفا

مژگان ❤😻