امروز خونه مامان بزرگ بودم. بهش گفتم پات خوبه گفت اره گفتم خداروشکر گفت شکر خیر. بعد لبخند زد و گفت تو چقدر مهربونی، بوسم کرد و بغلم کرد. واسه یه دقیقه بغل کردیم همو و این جزو بهترین لحظه های کل زندگیم بود. :)))) خداروشکر
امروز خونه مامان بزرگ بودم. بهش گفتم پات خوبه گفت اره گفتم خداروشکر گفت شکر خیر. بعد لبخند زد و گفت تو چقدر مهربونی، بوسم کرد و بغلم کرد. واسه یه دقیقه بغل کردیم همو و این جزو بهترین لحظه های کل زندگیم بود. :)))) خداروشکر
ولنتاین مبارککککک :) مامان عزیزم امشب منم برد فستفودی و سورپرایزم کرد :* برام شکلات و خرس گرفته بود و پول هم داخل پاکت بهم داد. خلاصه خیلی حس خوبی بهم داد ، من و مامانم عاشققققق همیم و البته کلا خونوادمون عاشق همیممم مثل همه خونواده ها. خدایا شکرت برای ولنتاین دوست داشتنی ❤️
دیشب عقد خواهرم بود :)
از دانشگاه زودتراومدم و سریع ناهار خوردم رفتم آرایشگاه و بعدش مهربرون و عقد.
خوش گذشت و کلی خندیدیم با دختر عموم و بعدش اومدیم خونه ما و شام خوردیم.
و اکنون من یک عدد خواهر زن هستم :)