مژگان نوشت

جذابیت های زندگی بنده :)❤

مژگان نوشت

جذابیت های زندگی بنده :)❤

مژگان نوشت

❤چالِ لبخندِ تو دائم...حالِ خوبت مستمر!

❤❤اینجا بعضی حس و حال هام،عقاید و خاطراتم رو مینویسم. (چیزی مثل یک دفتر خاطرات)

❤❤❤دل را به خدا بسپار :)

طبقه بندی موضوعی
کلمات کلیدی
بایگانی

۱۷۳ مطلب با موضوع «چیزای دیگه» ثبت شده است

۱۹اسفند

حدود 10 روز به پایان سال مونده و من باید درباره امسال بنویسم مثل همیشه.

یادمه اول امسال، فکر کنم موقع سال تحویل به خودم گفتم که امسال میخوام شاد باشم. هر لحظه رو. اما بعد در کتاب انسان خردمند خوندم که در واقع شاد بودن و تلاش واسه این کار خیلی هم آسون نیست و بیشتر منجر به ناراحتی و استرس میشه که من باید حتما شاد باشم. کاری که باید به جاش انجام بشه، تلاش برای کنار اومدن با همه چی هست. منم اینو بول کردم هرچند که شاد بودن قبل عید 96 خیلی خیلی بهم چسبیده ! 

خلاصه اینکه میتونم بگم سال 98 سال خیلی خوبی نبود. برای ایران، جهان و خانواده من! خب نمیخوام که ناشکر باشم و لحظات خوب و روزای خوب هم قطعا زیاد داشت. قطعا . و خداروشکر میکنم از این بابت. درباره اتفاقات بد نمیخوام بنویسم، اما خوبا رو میگم:

من از همون عید 98 شروع به کار کردم و خیلی بابت این اتفاق عالی خوشحالم. خیلی زود راه خودمو پیدا کردم و اهداف زیادی در حوزه کار پیدا کردم. بابت تمام اینها خدا رو شکر میکنم. دیگه اینکه امسال رفتیم مشهد و چی بهتر از این؟! اونم بعد سالها و اینکه واقعا آرزوی مشهد رو داشتم، واقعا. دیگه تولد خوشگل 21 سالگیم که توی کافه بود و خیلی دوسش داشتم. مهم تر اینکه هممون سالمیم! خداروشکر. واقعا سالم بودن ممکنه به چشم نیاد اما خدای نکرده اگه نباشه متوجهش میشیم. 

و اینکه مطمئنم سرشار از لحظات خوب هم بوده که اکثرشون رو در وبلاگم نوشتم. میتونم به موفقیت توی کارم و شروع کار بلاگریم هم اشاره کنم که برام خیلی مهم هستن.

برای سال 99 هدف نوشتم! بعد سالها. فکر کنم اخرین بار برای سال 96 بود و چندتایی هم برای سال 97 شاید نوشتم اما بعد دیگه ننوشم. امسال نوشتم و خیلی خوشحالم از این بابت. اما آرزوهایی که دارم (به جز هدفام که نوشتم و شامل چیزای کاری، کلاس زبان و... میشن):

اول ظهور امام زمان (عج)

دوم سلامتی برای تمام مردم جهان، کشورم و خانواده ام و البته تمام فامیل

سوم حال خوب برای همه و عشق برای همه

چهارم صلح جهانی که خیلی میخوام واقعا

و در کل آرزو میکنم سال جدید برای همه واقعا سرشار از خوشبختی باشه. به ویژه برای مردم عزیز کشورم که برام خیلی مهم هستن. انشاا... بتونیم به هم کمک کنیم. دست همو بگیریم و همه با هم خوشحال باشیم. هر چد خوشحالی چیزیه که نباید خیلی دنبالش بود (حداقل اینجور میگن!) اما شاید بد هم نباشه کمی دنبالش بگردیم و توی هر لحظه دستشو بگیریم!

و یک حمله برای سال 99: دوستت دارم و میخوام دوستم داشته باشی! دوستمون داشته باش لطفا :) heart از 98 هم بدی به دل ندارم و حلالش کردم D:

مژگان ❤😻
۱۳اسفند

اول اینکه کتاب آشپزی برای پیکاسو تموم شد که به نظرم بد نبود. به جز چند تا چیز خیلی خوب که ازش یاد گرفتم. بعد اینکه چون امشب قبل خواب حسابی کتاب‌خوندم تا تمومش کنم، حس خواب آلودگی بهم دست داد و متوجه شدم کار کردن با گوشی واقعا خواب رو بهم میزنه! 

برم ادامه ذکرم رو بگم و بخوابم. قبلش البته یه استوری واسه پیجم اماده کنم. در ضمن نقد این کتاب رو هم دارم اماده میکنم فردا تموم میشه نقد خوبیه.

مژگان ❤😻
۱۰اسفند

من اخیرا متوجه شدم که عاشق خودمم. کاملا عاشق خودمم. با تموم چیزایی که هستم و تموم چیزایی که نیستم. من خیلی خودمو دوست دارم. با وجود اینکه رسانه ها میخوام تحت تاثیر قرارم بدن. با وجود همه چی ، من عاشق خودمم تمام. 

+دیشب با دوست قدیمی به اسم نسیم صحبت کردیم. خیلی خوشحالم که به دایره دوستام برگشته . خیلی خیلی. براش ارزوی موفقیت و خوشبختی دارم از صمیم قلبم. 

مژگان ❤😻
۱۵بهمن

خدایا شکرت :) بابت همه چی و بابت داشتن این خانه، وبلاگم . 

مژگان ❤😻
۰۳بهمن

فقط اون موقع که سرمو میذارم رو مهر اخر نماز میگم خدایا دوستت دارم به خدا❤️ فقط همون موقع....

مژگان ❤😻
۲۲دی

و ۲۷ ام دی اینجا ۴ ساله میشه. فقط میگم خدایا شکرت و خیلی خوشحالم از این بابت :)

مژگان ❤😻
۱۳دی

میخوام که بعضی پیجای اینستاگرام رو انفالو کنم. کم کم زمان بذارم چک کنم ببینم کدوما خوب نیستن، چون دیگه خیلی زیااااد شدن. و این خوب نیستش حس بدی بهم میده. من همیشه دوست دارم همه چی چک شده، دسته بندی شده و منظم باشه. امیدوارم به زودی درست شه. انشاا... . 

مژگان ❤😻
۱۲آذر

الان جایی خوندم که تنها نظر خودم درمورد زندگیم مهمه و بنابراین باید خودمو دوست داشته باشم فقط . واقعا درسته. مهم‌ترین نظر نظر خودمونه. 

مژگان ❤😻
۰۳آذر

و این رو ببیننننننننن: 

البته مهم ترین ویژگی شغل دلخواه من اینه که بشه توی خونه و درحالی که پشت میز کار خوشگلم که با سلیقه ی خودم مژگانیزه (!) شده نشسته ام انجامش بدم.که فعلا تحقیقی راجع به طراحی وب نکردم و نمیدونم از این جهت چه جوریاس.

+اینو ۱۴ تیر ۹۶ نوشتم و از اول امسال که ۹۸ هست چنین شغلی رو دارم :)))) وای که فقط میتونم بگم شکر. شکر. شکر . شکر که هرچی من میخوام و به نفعمه رو بهم میدی خدای عزیزم. شکر شکر شکر شکر :) البته طراحی وب نیست اما مدل مورد علاقه کارمه. انشاا... به موقعش برنامه نویس هم خواهم شد.

مژگان ❤😻
۰۲آذر

یه چیزیو یادم رفت بنویسم: موقع خوندن آنا کارنینا وقتی که کم کم داشتم از این کتاب لذت میبردم؛ دچار حس دوگانه‌ای شدم. هم میخواستم این کناب تموم شه برم سراغ بقیه کتابها و هم اینکه خیلی خوشم اومده بود ازش و میخواستم ادامه دار باشه و حالاحالاها بخونمش . عجیب بود. در نهایت پی بردم که شاید این کتاب لذت بخشه و خوشم میاد و فلان اما بالاخره باید تموم شه تا برم سراغ کتابای دیگه که اونا هم لذت بخشن و شاید لذت بخش تر هستن و جذاب و جدید و خلاصه تجربه بعدی.

و این رو تعمیم میدم به کل مراحل زندگی و خیلی موقعیت ها و چیزها...

 

عنوان: خیلییییی از کتابا درس دارن؛ حتی گاهی اونایی که فکرشو نمیکنی. اما بعضی از کتابا بیشتر و عمیق تره درسشون و خیلی بارز. شاید دلیل محبوبیت زیادشون هم همین باشه. مثل پیرمرد و دریا، مزرعه حیوانات، ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد و...

مژگان ❤😻
۲۸آبان

سلام ! 

اگر به هر طریقی رمز این وبلاگ رو پیدا کردین و قصد خوندن مطالب رو دارین، باید عرض کنم که این وبلاگ به جز خاطرات شخصی و البته یکسری مطالب دیگه چیزی رو شامل نمیشه.

به هرحال من از خوندن حتی یک خط از این مطالب توسط هر فرد رضایت ندارم و ممنون میشم که همین حالا این وبلاگ رو ترک کنین.

با احترام.

پی‌نوشت: ممکنه در حال حاضر وبلاگ بدون رمز باشه، اما در هر حال باز هم قاعده‌ای که گفته شد سر جاش هست، ممنون میشم وبلاگم رو ترک کنین.

 

مژگان ❤😻
۲۷آبان

وای الان رفتم کمی مطالب قدیمی تر که موقع کاردانی نوشته بودم رو خوندم. چقدر خوب بود که با کلی جزییات نوشته بودم همه چیو؛ برعکس الان که همش خلاصه و شاید گاهی از سر رفع تکلیف مینویسم( مشخصه دلم نمیاد اینو بگم!) . خلاصه که کاش الانم واسه هر روز هر روز بنویسم. حالا با جزییاتم نشد یه چیزی بنویسم و گاهی با جزییات تر بنویسم. 

دلم تنگ شد واسه اون روزا راستی!

 

بعدا نوشت: با خوندن اون مطالب یه چیزی خیلی برام تداعی شد. اینکه خیلی تنها رانندگی میکردم هرچند فقط توی شهر خودمون اما بازم خوب بود. این عادت تقریبا خیلی کمرنگ شده فعلا در من و ترجیح میدم عصرا سه تایی با مامان و خواهرم بریم بیرون. اما میخوام یکم هم که شده باز تنهایی برم بیرون. 

مژگان ❤😻
۲۶آبان

از آدم‌هایی که توی کارشون وجدان دارن، خوشم میاد. درست مثل استاد بانک . که گفت من باید تا فلان قسمت درس بدم و در جواب کسایی که گفتن ما راضی هستیم اگرم تا اون قسمت درس ندین، گفت برام مهم نیست اینجور رضایت! 

و یهو یادم افتاد و فکر کردم چه با وجدان!

 

پ.ن: و خودمو سرزنش نمیکنم بابت این رعایت نکردن فاصله و نیم فاصله و فلان. چون اینجا یه خونه‌اس؛ خونه‌امه و میخوام توی خونه‌ام نیم فاصله رعایت نکنم و حتی فاصله و میخوام ی جور باشه انگار شلوار راحتی پامه!

مژگان ❤😻
۲۲آبان

برنامه نویسی هنوز هم جذابه!!

مژگان ❤😻
۰۷آبان

تازگیا به این نتیجه رسیدم که یه سری مبلا اصالت دارن، یه سری قیافه‌ها اصالت دارن، یه سری چیزا اصالت دارن.

یه سری مبلا هم هرچقدر برق و زرق داشته باشن و طلایی باشن و فلان، بازم بی‌اصالت و نازیبان. اصالت خیلی خوبه. 

مژگان ❤😻
۲۷مهر

من عاشق مامان، بابا و خواهرمم :) 

+از مشهد که اومدیم، دیدیم بابام خونه رو کلی مرتب کرده :) 

+امروز باغ بودیم و خیلی حس خوبی داشت. :)

+خدایا شکرت :)

مژگان ❤😻
۰۲مهر

بدها رو نوشتم ، خوب ها رو هم بنویسم. امروز چند ساعت بعد از اینکه از خدا کمک خواستم برای شغلم، مار روی غلتک افتاد و خداروشکر از فردا کار خواهم کرد. ایده ها و انرژی ها و همه چی هم گسترش پیدا کردند. خدایا شکر و به جز خداروشکر چی میتونم بگم؟! واقعا فکرشو نمیکردم وقتی اون مطلب قبلی رو نوشتم به این سرعت همه چی خوب شه اما شد و فهمیدم که بله، معجزه اتفاق می‌افته... :)

حالمم عالیه و باید بلند بگم عالیه و میگم چون واقعا هست :)

مژگان ❤😻
۰۲مهر

مدتیه کار نمیکنم و این خیلی افسرده ام کرده. از چند روز پیش سروع کردم دنبال کار بودن ، دوباره. حالم زیاد خوب نیست و حس انجام هیچ کاری رو ندارم. حس ناامیدی دارم، حسای بد. فکر کنم تا حالا چنین چیزی توی این وبلاگ ننوشته بودم اما خب بهتره که همه حسا نوشته بشن . 

بازم حرف هست اما حس نوشتن اونها نیست. حالم بده فقط همین.

مژگان ❤😻
۰۳شهریور

خوبه به یاد قبلنای وبلاگم سه روز پست سه دلیل خوشبختی بذارم؛ امروز:

۱- شنا توی قسمت عمیق و غلبه بر ترس و داشتن شجاعت :)

۲- دیدن مادربزرگم 

۳- نوشتن خاطره های بچگیم و نوشتن این دلایل خوشبختی :)

۴- خانواده عزیز و دوست داشتنیم. 

۵- وجود تانیا در زندگیم.

پ.ن: راستی دیروز تولد بابام بود. :) تولدت مبارک بابای عزیزم و انشاا... سایه‌ات همیشه بالای سرمون باشه و سلامت باشی و شاد :) ❤️

مژگان ❤😻
۲۴تیر

و امروز رپورتاژ اگهی که نوشته بودم رو گذاشتن ایسنا :) البته اسممو نذاشتن اما خودم که میدونم و حس خیلی خوبی دارم :) میدونم شاید زیاد نباشه اما برای من یه موفقیت محسوب میشه. :)

لینک

مژگان ❤😻