اخیرا کتابهای “درون آب” و “ احتمال عشق در نگاه اول” رو تموم کردم. درون اب جنایی بود اما خیلی کشش نداشت و درکل خوب بود . احتمال عشق هم کوتاه و خوب بود.
دیروز رفتم پیش زهرا حرف زدیم و امروز هم کلاس زبان بودم و کمی دور داریم میزنیم که کارامونو انجام بدیم توی خیابون. کلاس زبان خوب بود به جز اینکه تست لیسنینگ رو سه شدم از شش و البته چهار میشدم اگه یکی از سوالات رو فکر نمیکردم دو گزینهای باشه.
و همینا :)
+کلاس زبان خیلی خوبه، خیلی . کلی وقت گذرونیِ خوب و مفید میشه و چیزای جدید یاد میگیرم و خلاصه عالیه.امروز هم کلی خوب بودم توی کلاس خداروشکر و لیسنینگ ها رو خیلی خوب متوجه شدم و جواب دادم.
کارت عضویت هم بهمون دادن که قراره یه سری جاها رو بتونیم با تخفیف ازشون خرید کنیم :)
بعدم اینکه کتاب “ کاش کسی جایی منتظرم بود” رو خوندم. شامل چند تا داستان کوتاه بود که بد نبودن اما من خیلی دوست نداشتم.
تقریبا کل کتاب “ دختری در قطار” رو دیروز خوندم. حدود یک نُهمش موند که امروز تمومش کردم. اصلا فکر نمیکردم جنایی باشه ،به اسمش نمیومد البته کمی هم عاشقانه غمگین بود . از همون اولای کتاب (نه چند صفحه اول) جذبش شدم و تند تند خوندم.
کلا فضای کتاب غمگینه ولی کتاب خوبی بود.
پ.ن: فردا کنکور دارم و بله اصلا نمیخونم :)
در کتاب حرفهای ضبط شده یک دختره که برای سیزده نفر فرستاده میشه. راستش خیلی جذبم نکرد.سعی کرد تند تند بخونمش که تموم شه و اینکه ببینم آخرش جه اتفاقی میافته. همچنین میخواستم کتاب بعدی رو شروع کنم.کلا کتاب خاصی نبود و کمی خسته کننده بود برای من،فکر میکنم فیلمش جالب تر باشه.
از دیروز این دومین باره با داستانی با پایان باز مواجه میشم.البته دیروز کتاب بود امروز فیلمِ almost friends .
کلا مثل اکثر فیلمهای خارجی ای که دیدم چیز خیلی خاصی نمیخواست بگه ،بیشتر منظورش دنبال کردن اهداف بود . و اینکه بد نبود اما خوبم نبود فقط برای وقت گذرونی مناسبه.
پ.ن: دیشب رفتیم کافی شاپ و فستفودی مرغ سوخاری و شیک نوتلا خوردیم که جفتشون خوب بودن.الان کتابی شروع نکردم اما احتمالا به زودی کتاب “سیزده دلیل برای اینکه” رو شروع کنم .در ضمن چند تا کتاب توی فیدیبو خیلی توجهم رو جلب کرده و احتمالا اولین کتاب صوتی که میخوام گوش کنم “ورونیکا تصمیم میگیرد بمیرد” با صدای “نیکی کریمی” خواهد بود. :)
***امکان اسپویل کتاب “زندگی دوم” ***
کتاب بسیار جذاب و پر کششی بود .خیلی خیلی جذبم کرد و به سرعت تمومش کردم.در واقع دیروز شروع به خوندنش کردم و امروز هم تموم شد.کتاب راجع به زنیه که خواهرش کشته میشه و دچار افسردگی میشه و سعی میکنه به طریقی پی ببره که قاتل خواهرش چه کسیه. اما درگیر ماجراهای زیادی میشه و نهایتا قاتل کسی هست که فکرشم نمیکنه. همینجور که گفتم خیلی خیلی پرکشش هست رمان اما فضای نسبتا تلخی هم داره، و اینکه پایان رمان باز هست و خواننده باید حدس بزنه بین دو گزینه کدومش اتفاق خواهد افتاد. من که وقتی متوجه شدم آخر رمان مشخص نیست چی میشه خیلیییی عصبانی شدم و احساس کردم اونهمه خوندن و خوندنم بی نتیجه موند! البته الان سعی میکنم با این قضیه کنار بیام :) در ضمن ترجمه هم عالی بود. ناشر:آموت
دارم کتاب “زندگی دوم” رو میخونم که باید بگم فوقالعاده ست و ترجمه های نشر آموت هم که مثل همیشه محشر :)
کتاب “زندگی داستانی ای جی فیکری” راجع به یه کتاب فروش توی یک جزیرهاس که بعد از از دست دادن زنش دچار افسردگی شده.اومدن یک بچه به زندگیاش و گم شدن کتاب گرون قیمتش که کلی براش برنامه داشت زندگیاش رو تغییر میده و اتفاقات خوبی براش میافته... کتاب رو خیلی دوست داشتنم چون درباره کتاب بود و کتابهای که درباره کتاب خوندن و عنوان کتابها و نقلقول از کتابها باشن فوقالعاده اند.
خب دیگه باید برم بوی قهوه توی خونه پیچیده :)
کتاب “راهنمای کهکشان ها برای اتواستاپ زن ها” خیلی جالب بود.من به صورت پشت سر هم کتاب رو نخوندم و بینش فاصله افتاد ،قطعا اگر پشت سر هم میخوندم جالب تر بود اما همینجوری هم عالی بود.چیزهای تخیلی خیلی جالب داخل کتاب بود،
قمسمتی از کتاب:
+این اولین روزیه که میرید روی یه سیاره جدید و غریبه.لباس گرم بپوشید و با هیولاهای بی ادب و هزار چشم بازی نکنید.
یه تکته هم اینکه این کتاب اولین جلد یک مجموعه کتاب به همین نام(راهنمای کهکشان ها برای اتواستاپ زنها) هست و بقیه جلدهاش تاجایی که خبر دارم هنوز در ایران ترجمه نشدن.البته این خبرم خیلی اپدیت نیست و باید راجع بهش تحقیق کنم. این کتاب پاسخ نهایی به پرسش نهایی درباره زندگی ،جهان و همه چیز رو داده که پاسخ اینه : ۴۲ .
حالا چرا؟ باید کتاب رو بخونین تا متوجه شین، از اینجا به بعد ممکنه اسپویل بشه: کامپیوتر بسیار پیشرفته ای که قراره پاسخ نهایی رو بده بعد از میلیون ها سال فکر کردن میگه پاسخ ۴۲ هست و وقتی میگن چرا؟ میگه شما اصلا سوالتون درست نیست ،اگر سوال درست و شفاف رو پیدا کنین متوجه میشین چرا پاسخ اینه و خلاصه قرار میشه پیشرفته ترین کامپیوتر دنیا رو بسازن که اسمش زمینه ،اما آیا زمین سوال درست رو بهشون میگه؟ برای فهمیدنش باید کتاب خونده بشه :)
+چهارشنبه رفتیم ختم قرآن برای خوب شدن باران جان.لطفا هرکی این پست رو میبینه براش دعا کنه که حالش خوب شه .
+دیروز عصر خواهر و شوهرخواهرم الویه درست کردن و با مامان بابام و کیانا و تانیا رفتیم پارک .الویه بسیار خوشمزه شده بود و بلال هم خوردیم .تانیا کلی راه رفت و به بچه ها نگاه کرد.بابام بردش دو تا بازی اما میترسید و زود برگشت.یکیش ماشین بودم اون یکی تخته فنر.روی تخته فنرکه چسبیده بود به بابام و میخواست بیاد بیرون ،البته کمی هم به بچه ها نگاه کرد ،توی ماشین هم کمی نشست و چیزی نگفت اما بعد گریه کرد و بابا برش گردوند.
+کتاب “عشق در سالهای وبا” الان تموم شد.اخراش دیگه خیلی مشتاق بودم ببینم چی قراره پیش بیاد.کتاب خوبی بود.موقعیت ها و رویداد های زیادی رو شرح داده بود.فکر کنم بازم کتاب از گابریل گارسیا مارکز بخونم.
+این یکی دو روزه تمرینای ورک بوک زبان رو تا درس چهار کامل کردم و اولای درس پنج هستم. امروز همه لغات جدید درس پنج رو هم نوشتم و میخوام فردا لغات و گرامر رو بخونم.فکر نمیکنم فرصت کنم کلمات اضافه رو بخونم.
+امروز اشتراک فیلیمو رو گرفتم.خوشبختانه اشتراک روزانه حجم اینترنتش دوباره رایگان شده.فیلم ساخت ایران و چند تا دیگه دیدم. واقعا ساخت ایران خوب و خندهداره.
+کتاب "ماه عسل در پاریس" امروز تموم شد.کوتاه و هپی اندینگ بود.
+الان میخوام برم دفتر رنگ کردنی رنگ کنم.
++خدایا شکرت :)
کتاب "تمام آنچه که هرگز به تو نگفتم" رو الان تموم کردم.
کتاب درمورد سوء برداشت هاست.تصورات اشتباهی که مردم دارن درمورد بقیه.این کتاب کمک میکنه از یک زاویه جدید نگاه کنیم و بفهمیم مقصر خیلی اتفاقات ما نبودیم و اینکه علت کارهایی که بقیه میکنن همیشه چیزی که ما فکر میکنیم نیست.همچنین این کتاب میتونه برای والدین خیلی کمک کننده باشه .
پ.ن:چقدر امروز مطلب مینویسم :)
بعدا نوشت:بعد از چند روز بارون نیومدن چه بارون خوشگلی اومد امروز :) خدایا شکرت :)
+و بالاخره رفتم کارای فارغالتحصیلی رو انجام دادم و گواهی موقت پایان تحصیل رو گرفتم.حالا باید برم ثبت نام دانشگاه برای لیسانس البته هنوز نمیدونم کدوم دانشگاه میخوام برم!
+امروز رفتم پول خرد کنم در بوفه دانشگاه و چشمم خورد به عضو جدید خونواده مزه چیپس:"چیپس با پنیر دودی" و گرفتمش. البته دوسش نداشتم زیاد.
+بین سریالهای "گلشیفته" و "ساخت ایران2" واقعااا ساخت ایران 2 خیلی بهتر و جالب تره با داستان پیچیده تر و جذاب تر و همچنین خنده دار تره .البته گلشیفته داره به مشکلات زنان اشاره میکنه و این خیلی مهمه اما زیاد خنده دار و جالب نیست.به هرحال من بازم سعی میکنم ببینمش فعلا تا قسمت هفتم دیدم.شهرزاد هم که تا قسمت پانزده اومده و بسیار جذابه.
+کتاب اول از مجموعه "انتخاب" رو خوندم و تقریبا خوب بود.احتمالا کتاب دومش رو هم بگیرم و بخونم و بعد تصمیم خواهم گرفت بقیشم بخونم یا نه.کتاب "خاما" همچنان نیمه تمومه و باهاش نتونستم ارتباط برقرار کنم خیلی.
+شنبه رفتیم خرید و یکشنبه کلاس زبان و کمی گردش دوشنبه هم که رفتم دانشگاه و عصر نمیدونم چیکار خواهم کرد :) اینم گزارشات روزانه :)
تا جایی که یادم میاد در چند سال اخیر هیچوقت هوا اینجوری نبوده تا این موقع سال که اینهمه بارون بیاد و هوا خنک باشه و ...البته که خداروشکر میکنم به خاطر این هوا و بارون ها :)
به هرحال من کمی سرما خوردم به علت اینکه حدود سه شب پیش پنجره اتاقمو باز گذاشتم و هوا کمی سرد بود البته اونقدرها سرد نبود.دو روز اخیر کمی گلوم میسوخت اما امروز خداروشکر عالی ام :)
و اینکه در حال خوندن کتاب "انتخاب" هستم .البته "خاما" رو هنوز تموم نکردم.
+کتاب "دروغ های کوچک بزرگ" نشر آموت که از فیدیبو دانلود کرده بودم امروز تموم شد.جزو کتابایی بود که از همون اولش جذابن و هی میخوای بخونیش. درباره مدرسه ای بود که در اون والدین بچه ها به مشکلی درباره کودکی به اسم "آمابلا" برمیخورن. این کودک مورد اذیت یکی دیگه از بچه ها قرار میگیره اما حاضر نمیشه اسمشو بگه و انگشت اتهام بعضی خونواده به دلایلی سمت یکی از بچه ها به اسم "زیگی" هست.همچنین این کتاب به خونواده های بعضی از بچه های مدرسه هم پرداخته.درکل خوب بود.
+امروز ماکارونی پختم البته من فقط مایه ماکارونی رو آماده کردم بقیه شو مامان حاضر کرد چون مشغول اماده کردن سیب زمینی شکلی سرخ کرده برای تزیین شدم.تزیینش خیلی خوشگل شد به شکل دختر و پسر درآوردم ماکارونی رو :)
امشب کتاب "اسب رقصان" تموم شد. مثل همیشه بگم که ترجمه خانوم مریم مفتاحی عالی بود.داستان هم خیلی خوب بود.راجع به دختری به نام سارا که اسب سواری و حرکات نمایشی با اسب رو از بچگی توسط پدربزرگش یاد گرفته .این دختر به طور اتفاقی با وکیلی به نام ناتاشا که در آستانه جدایی از همسرشه آشنا میشه و ...
از اینکه پایان داستان فقط در چند سطر خلاصه نشد و چند صفحه بهش اختصاص داده شد تا همه چی گفته بشه هم خوشم اومد :)
پ.ن: عجب هوای خوبی :) امروز رفتیم بیرون خواهرم مانتو گرفت. قبلش هم قسمت جدید شهرزاد رو دیدم
کتاب "حال الینور آلیفنت کاملا خوب است" الان تموم شد. درباره دختری بود که اوایل خواننده فکر میکنه ضد اجتماعیه اما با پیش رفتن کتاب بهش حق میده که اینجوریه.
کتاب نسبتاً خوبی بود.و البته در پایانش یک غافلگیری عجیب داشت.
الان دیدم یادم رفته درباره کتاب "تمام چیزهایی که نمیگوییم " بنویسم. این کتاب چند روز پیش تموم شد، خیلی زود خوندمش.داستان جالبی بود و صفحه اخرش خیلی جالب تر بود.